رسانه ملی به بی بی سی کمک می کند!

منبع: bartarinha
 ۴۳ روز پیش - سه شنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۵ ۱۳:۴۶:۰۰
به بهانه پخش فیلمی نسبتا متفاوت از جشن های 2500 ساله شاهنشاهی از بی بی سی، به سراغ خسرو معتضد، کارشناس تاریخ معاصر رفته ایم تا از او درباره چند و چون آن جشن و البته بازخوردهایش که همچنان ادامه دارد بپرسیم.
هفته نامه تماشاگران امروز - سعید شمس: خسرو معتضد می گوید سیاست های صدا و سیما به تقویت ذهنیت های غلط رسانه های بیگانه منجر می شود.
انگار قرار نیست، حرف هایی که درباره جنش های 2500 ساله شاهنشاهی طرح می شود، به نقطه پایان برسد. انگار قرار است که حدیث های برگزاری این جشن ها، همچنان به طور گاه و بیگاه گفته شوند و به همین دلیل به تعداد بارهایی که شمارشش امکان پذیر نیست، هم موافقان اظهارنظر کرده اند و هم مخالفان، ساز اعتراض شان همچنان در حال کوک کردن است.
نکته معلوم، البته این است که خاندان پهلوی بسیار به دیده شدن و مورد تمجید قرار گرفتن علاقه و اصرار داشتند و دقیقا به همین دلیل و البته با استفاده از درآمد اوج گرفته نفتی تصمیم گرفتند تا دو هزار و پانصدسالگی سلطنت شاهنشاهی را به شکلی رویایی جشن بگیرند؛ بی آن که آن روزها حتی به مخیله شان برسد که آخرین دهه تصمیم گیری شاهنشاهی در حال سپری شدن است.
 رسانه ملی به بی بی سی کمک می کند
محمدرضا نمی دانست که فقط چند سال، فقط چند سال دیگر مجبور به ترک دیار و تارج و البته تخت سلطنت می شود. البته در شرایطی کاملا متفاوت با پدر مخلوعش. چه این که رضاخان سریر سلطنت را به پسر سپرد اما پهلوی دوم، وقتی با حال نزار پله های هواپیمایش را بالا می رفت تا برای آخرین بار در آسمان کشور به پرواز درآید، خودش هم می دانست که نه تنها تاج و تخت را وانهاده، بلکه ملت، دوران شاهنشاهی را برای همیشه مختومه اعلام کرده اند.
به بهانه پخش فیلمی نسبتا متفاوت از جشن های 2500 ساله شاهنشاهی از بی بی سی، به سراغ خسرو معتضد، کارشناس تاریخ معاصر رفته ایم تا از او درباره چند و چون آن جشن و البته بازخوردهایش که همچنان ادامه دارد بپرسیم.
این روزها حرف و حدیث هایی درباره فیلم جشن های شاهنشاهی که از بی بی سی پخش شد، شنیده می شود. بالاخره آنچه در این فیلم آمده است را باور کنیم یا مثل دفعه های پیشین آن را پروگاندایی برای رژیم گذشته بدانیم؟
فیلم مستندی که بی بی سی درباره مهمانی بزرگ شاهنشاهی پخش کرد، به نظرم نسبت به مستندهایی که پیش از این با رویکردی شاه پرستانه تولید شده، منصف تر و واقعی تر بود. دیگر شاهد این نبودیم که مثل مستندهای شبکه «من و تو» زورشان را بزنند تا پهلوی ها را نماد همه خوبی های جهان بشناسانند.
خب! طبیعی است که رویکرد بی بی سی با شبکه من و تو یکسان و به یک شکل نباشد.
اشتباه نکنید. باید بگویم که بی بی سی و من و تو نه تنها از هم جدانیستند، بلکه هدفشان یکی است و هر یک بنا به جایگاهی که دارند، وظایفی را به عهده گرفته اند. درواقع آنهایی که با هر سمت و عنوانی در شبکه من و تو فعالیت دارند، دوره های مختلفی را گذرانیده اند و نیروهای بسیار مجربی هستند که کارشان را به نحو احسن انجام می دهند.
درواقع همان کاری را انجام می دهند که بی بی سی در سال 1320 یا رادیو آلمان در سال 1318 تا 1322 ایفا می کردند تا همه تهرانی ها و البته مردم ایران شب پای رادیو بنشینند. حتی آنهایی که رادیو نداشتند، خودشان را به قهوه خانه ها، کافه ها و چلوکبابی ها می رساندند تا شنونده برنامه های بی بی سی و رادیو آلمان باشند و ببیند در مملکت چه خبر است.
بنابراین ذکر این نکته ضرورت دارد که شبکه من و تو را، که در عمل صدای خاکستری بی بی سی است، تحت هیچ شرایطی نباید دست کم گرفت. درواقع مطالبی را که بی بی سی به دلیل ملاحظه کاری های مرسوم سیاسی نمی تواند بگوید، به من و تو محول می کند.
روس ها هم در زمان جنگ سرد، رادیو صدای ملی را راه انداختند تا به اهداف شان برسند. همچنین روس ها رادیو پیک ایران را تاسیس کردند که اول در آلمان شرقی بود و بعد به صوفیه منتقل شد و پس از آن هم قرار بود به کوبا برود. بنابراین این روشی است که با راه اندازی رادیوی خاکستری یا سیاه افکار مردم ایران را تحت تاثیر قرار بدهند.
می گویند، من و تو را گوگوش راه انداخته است، در حالی که گوگوش اصلا پول این کار را ندارد و روزی هم که پولدار شود، جربزه اش را ندارد که تصمیم به راه اندازی شبکه ای به این وسعت بگیرد. متاسفانه ما در کشور خودمان ارزشی برای جایگاه راسنه قائل نیستیم. دقیقا به همین دلیل، چهره هایی چون شهریاری و شهیدی فر و... را به راحتی کنار می گذاریم و به کل خوش مان نمی آید که مجریان مان  محبوب مردم باشند. در حالی که در آمریکا والتر گالانتیات تا زمانی که بود، مسوولیت بخش جنگ صدای آمریکا را بدون هیچ مشکل و مانعی برعهده داشت.
 رسانه ملی به بی بی سی کمک می کند
مخصوصا این مقدمه را گفتم که اشاره کنم، فیلم اخیری که درباره جشن های 2500 ساله توسط حسن امینی ساخته شده، فیلمی تقریبا پخته است و سعی دارد بی طرف باشد. همچنین معلوم بود که فیلم را بعد از مطالعه زیاد تهی کرده بودند تا واقعیت ها را بگویند. آن هم در شرایطی که بی بی سی معمولا تصمیم به پخش فیلم هایی درباره ایران می گیرد که بتواند سیاه نمایی کند. مثلا در حالی که شهرهای ما روز به روز پیشرفته تر و قشنگ تر می شوند، هنوز هم اصرار دارند امکان کثیف و بد ایران را نشان بدهند. در حالی که در همان لندن هم محله هایی هست که آدم حتی از بوی ادرار نمی تواند چند دقیقه در آنجا تردد کند. حتی زنانی هستند که در خیابان لخت می شوند و صحنه های مشمئزکننده ای به وجود می آورند که مثلا برنامه مرفهی را برای عابران و به خصوص گردشگران اجرا کنند.
دلیل اینکه بی بی سی این بار بنا را بر واقع بینی گذاشته در چه چیزی می بینید؟
همان طور که اشاره کردید، بی بی سی برخلاف آنچه تا به حال به نمایش گذاشته شده بود، ترجیحش این بود که از رمز صداقت- البته تا حدی- خارج نشود. این رویکرد ریشه در این دارد که دنیا، دیگر دنیایی نیست که رسانه ها بتوانند به راحتی افکار عمومی را فریب بدهند. به همین دلیل سعی کرده بود برای تهیه این فیلم، از عوامل کاربلد و شناخته شده استفاده کند. مثلا یکی از گویندگانش آقای عبدالرضا انصاری بود که از تحصیل کرده های دانشگاه یوتا است و در آمریکا مدرک مهندسی کشاورزی اخذ کرده است. ایشان فعالیتش را از سال 1328 در مطبوعات ایران شروع کرد و در مجله های تهران مصور و خواندنی ها، با تعریف و تمجیدهای اغراق آمیز از شهرهای مختلف آمریکا، ایرانی ها را به مهاجرت از کشور تشویق می کرد.
آقای انصاری، شیفته کامل آمریکا بود و به شدت مورد توجه والاحضرت اشرف قرار می گرفت، به طوری که در هر کابینه ای یک پست می گرفت و پس از خروج از دولت باز هم به واسطه نزدیکی با اشرف در سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی مشغول به فعالیت شد.
غرض از این حرف ها این بود که متوجه این شویم که عبدالرضا انصاری در چه فضایی و با کمک چه آدم هایی به مناصب بالایی رسید. انصاری بعد از بازنشستگی به سازمان شاهنشاهی انتقال داده شد که آن روزها به گورستان فیل ها شهرت داشت. فیل ها وقتی پیر می شوند، به جنگلی برده می شوند و تا زمان مرگ آنجا می مانند. سازمان شاهنشاهی به این دلیل به گورستان فیل ها شهرت داشت.
در فیلم بی بی سی هزینه های جشن های شاهنشاهی 22 میلیون دلار عنوان شده است. این مبلغ واقعی است یا...؟
اصلا نمی توان از بی بی سی یا هر منبع دیگری پذیرفت که جشن های شاهنشاهی فقط 22 میلیون دلار خرج روی دست دربار گذشته است. چون اصلا این مبلغ در آن زمان که درآمدهای نفتی شروع به اوج گیری کرده بود، ارزشی نداشت. ایران از سال 1349 درآمد نفتی اش را از سالی 900 میلیون دلار به چهارمیلیارد دلار می رساند که در سال 1355 درآمد نفتی ایران به مبلغ حیرت انگیز 24 میلیارد دلار می رسد. خب! به راحتی می توان نتیجه گیری کرد که 22 میلیون دلار برای جشن های شاهنشاهی ناچیز است.
22 میلیون دلار در آن زمان حدود 150 میلیون تومان بوده. مگر در جشن های شاهنشاهی چه خبر بود که در آن سال چندصد میلیون هزینه اش شود؟
دکتر پرویز حق نوشته است که در تمام کشورهایی که به نوعی با ایران و سلطنت پهلوی رابطه داشتند، کمیته هایی تخصصی برای برگزاری این جشن تشکیل می شده. همچنین به عنوان مثال مهمانی هایی که آقای شجاع الدین شفاع در کشورهای خارجی ترتیب می داد و به مهمانان برای حضور در مهمانی پول داده می شد، هزینه داشته. البته بعضی از کشورها حاضر به شرکت در جشن شاهنشاهی نمی شدند و مهمانان از کشورهایی می آمدند که با ایران معاملاتی انجام می دادند. همچنین برای چاپ عکس های خاندان سلطنتی پول های زیادی در کشورهای مختلف پرداخت می شد تا به زعم خودشان ایران و همچنین اعضای اصلی دربار را به جهانیان بشناسانند.
خنده دار است که الان اعتراض می کنند که ظریف چرا به فلان مسوول خارجی کتاب هدیه داده یا چرا عراقچی قالیچه داده است. خب! این حرف ها خیلی مسخره است. چون هیچ رجل یا سیاستمدار آمریکایی حق ندارد، کادوی بالای 10 دلاری را برای خود نگه دارد اما کادوهایی که درباره به دوستان خارجی می فرستاد، خیلی گران بودند. درباره ارزش هدیه ها، همین کافی است که بدانید ساده ترین شان بسته های 100 یا اقلا 50 کیلویی خاویار بود. حتی برای روزنامه نگاران آمریکایی هم بسته های یک کیلویی نمی فرستادند.
همچنین آقای سالیوان می گوید که در مشهد بعد از زیارت قایمکی حرم، یک دست کامل جواهرات آستان قدس را به عنوان ارثی از شاه به زنش دادند. همچنین مبلغی حدود سه میلیون دلار به روزنامه های کشورهای عربی پرداخت شد تا آنها به تعریف و تمجید از خاندان پهلوی بپردازند. این در حالی بود که حتی به مطبوعات ایران کاغذ هم نمی دادند. خب! با این توضیحات آیا می توان تصور کرد که هزینه های جشن های شاهنشاهی فقط 22 میلیون دلار بوده؟
رسانه ملی به بی بی سی کمک می کند
با این اوصاف طبیعی بود که بلافاصله بعد از پایان جشن، صدای اعتراض ها بلند شد.
دقیقا. حتی خارجی هایی هم که کلی پذیرایی شاهانه شده بودند بعد از بازگشت به کشورهای شان از حضور در جشن شاهنشاهی ایران ابراز پشیمانی کردند. آثار اسپیرو آگینو، معاون رییس جمهوری ایالات متحده به مطبوعات آمریکایی این طور گفته بود که یک دیوانه زنجیری ما را از 3 بعدازظهر تا 9 شب در گرما برای بازدید از رژه نگه داشت و حتی یک لیوان آب هم به ما ندادند تا گلویی تازه کنیم.
در فضای مجازی خواندم که 69 پادشاه از سرتاسر جهان در جشن های شاهنشاهی شرکت کرده بودند که به جرات می گویم، این دروغی بزرگ و وقیحانه است. اصلا چنین چیزی نبود. یک سری شیوخ خلیج فارس در جشن، حاضر بودند، به این دلیل که نه دبی و نه ابوظبی و نه عظمت فعلی قطر در کار بود و آنها چشم شان برای شکار و تفریح به ایران بود. حتی در کیش و شیراز اقدام به خرید خانه کرده بودند. انگلستان هم هر چقدر فرمانروای بدبخت بود را به شاه گفت که باید برای حضور در جشن دعوت کند.
در کل، انگلیسی ها به جای ملکه که گفته بود شرکت در چنین جشنی به هیچ وجه در شأن من نیست، نوکرهای خود را به زور به جشن فرستادند. این طور نبود که پادشاهان و شاهزاده ها از حضور در این جشن استقبال کنند. یک سری آدم های بیکار و کم ارزش آمدند. اصلا این حرف هایی که می زنند و ادعا می کنند که شاهان امپراتورها به ایران آمدند دروغ است. شاید باورش برای قشری که در سال های پس از انقلاب به دنیا آمده اند سخت باشد، اما برای برگزاری آن جشن ها 15 روز اداره ها تعطیل شد و همه امور مردم معطل ماند تا مثلا محیط در روزهای جنش نظامی نباشد.
مردم به همین دلیل عصبانی بودند و به شاه و اطرافیانش به دلیل این نوع رفتار، بد و بیراه می گفتند. بنابراین باز هم تاکید می کنم که فیلم پخش شده در بی بی سی بهتر از دیگر فیلم ها بود با این هدف بود که دو فیلم قبلی را که احمقانه و سلطنت طلبانه بود از ذهن مردم پاک کنند و این پیام را بدهند که بی بی سی هرگز از شاه و درباره به طور یک طرفه طرفداری نمی کند.
قرار بود جشن های شاهنشاهی تکرار شود؟
نه خیلی جدی. اسدالله اعلم در خاطراتش آورده است که در سال 1351 به شاه پیشنهاد دادم جشن های شاهنشاهی باز هم برگزار شود که ظاهرا این پیشنهاد چندان جدی گرفته نمی شود. جالب است که هنوز هم درباره هزینه ها شفاف سازی نشده است. اوایل این طور گفتند که 900 میلیون دلار خرج شده است که دولت به شدت این مبلغ را تکذیب کرد. بعدها حرف از 450 میلیون دلار هم شد. البته باید گفت، مبلغ 200 میلیون دلار به واقعیت نزدیک بود که با دلاری هفت تومان، به پول ایران نزدیک به یک و نیم میلیارد تومان می شد.
البته چون در هر شرایطی باید منصف بود، باید این را هم گفت که جشن های شاهنشاهی باعث شد تا فرودگاه شیراز راه اندازی شود. همچنین چندین هتل تاسیس کردند. البته اگر اینها را در نشریه تان چاپ کنید، برخی از رسانه ها به من حمله می کنند که از شاه و درباریان دفاع کرده ام. در حالی که دلیلی ندارد انگیزه ای برای دفاع از محمدرضا داشته باشم. من فقط عادت و اصرار دارم که حقایق را بدون کم و کاست بگویم. در همین سال اعلم به فرح هم پیشنهاد می دهد جشن ها تکرار شود که ظاهرا باعث عصبانیت شاه می شود.
رسانه ملی به بی بی سی کمک می کند
از شخصیت های برجسته داخلی، در این جشن ها چه چهره هایی به عنوان مهمان، نه دست اندرکار حضور داشتند؟
یکی از چهره های قابل بحث، بنی صدر بود که اتفاقا در مصاحبه ای با تلویزیون این طور گفت که شاه همه مخالفانش را به یک چشم می بیند و برایش بین افرادی چون حامیان طالقانی یا اطرافیان بازرگان یا هواخواهان سنجابی هیچ تفاوتی وجود ندارد و با لیبرال ها همان رفتاری را دارد که با کسانی که بمب منفجر می کردند. این نوع اظهارنظر، حرف حسابی بود که بین صدر آن روزها به زبان آورد. البته نقل این گفته، دلیل نمی شود تا عده ای که عادت به بهانه گیری دارند، اینجا و آنجا بگویند معتضد از بنی صدر فراری دفاع کرد. بی بی سی و رسانه های آمریکایی در حال تزریق این ذهنیت غلط هستند که عظمت ایران فقط و فقط با سلطنت شاهنشاهی به وقوع می پیوندد و باید اذعان داشت که صدا و سیمای ما در این راه به آنها کمک زیادی می کند.
صدا و سیما؟! چطور؟
وقتی تلویزیون ملی ما به طور دائم یا برنامه آشپزی نشان می دهد یا اینکه سعی دارد تا بدیهیات رفتاری در مواجهه زنان با مردان را به زن ها و مردها بدهد، طبیعی است که مردم به سمت و سویی هل داده می شوند که به جای رسانه ملی، تماشاگر سفت و سخت شبکه های ماهواره ای باشند.
مخاطبان مطالب شما انتظار دارند که خسرو معتضد درباره اختلاف نظرهایی که راجع به سریال معمای شاه طرح شده و می شود، اظهارنظری داشته باشد.
در جواب این سوال که آیا در معمای شاه واقعیت ها گفته شده است یا نه و اصولا چرا این سریال نتوانست نمره قبولی بگیرد، لازم است بگویم که نمی خواهند مردم بعضی از مسائل را ببینند. به همین دلیل از سانسور استفاده می کنند. به عنوان مثال تا سال 35 کشیدن تریاک هیچ اشکالی نداشت، این واقعیت در معمای شاه گنجانده نشده است و نتیجه اش این می شود که مردم نسبت به چنین برنامه های بی اعتماد شوند. فیلم سازان ایرانی باید این را بدانند که مردم آگاه هستند و اگر دنبال این هستیم تا شبکه های خارجی در مظلوم نشان دادن خانواده پهلوی موفق نشوند، باید فضایی را به وجود بیاوریم تا مردم رسانه ایرانی را به شبکه های خارجی ترجیح بدهند.
شما باور دارید که تاریخ را فقط برندگان می نویسند؟
تاریخ را هم برندگان می نویسند و هم بازندگان دقیقا به همین دلیل است که تاریخ تحریف ناپذیر است و ما می توانیم به آنچه در اسناد تاریخی آمده است، استناد کنیم.
پس تکلیف تاریخ هایی که وارونه ترویج شده اند، چه می شود؟
ببینید! چو تاریخ را هم برندگان می نویسند و هم بازندگان، می توانیم به راحتی به این نتیجه برسیم که اگر تحریفی هم باشد، پایدار و ماندگار نخواهدبود و قطعا مردم سره را از ناسره تشخیص خواهندداد و هرچه پنهان کاری شود، به همان مقدار رسوایی به بار خواهدآمد.

برچسب ها

نظرات

Web Statistics